افزوده مرا به علاقه مندی هاش ،
چه شگفت انگیز !!!
آوسنه
سهشنبه
شنبه
سهشنبه
سهشنبه
دوشنبه
شنبه
یکشنبه
میگم زخم_ پات چطور _ ؟؟ جوابی نمیده و ادویه مخصوصش رو میزنه به سالاد . خسته از کار اومدم رو تخت ولو میشم و یاد همین چند هفته پیش می افتم که با رفیقش قرار داشت و رفته بود حمام که برق خوابگاه رفت یهویی و تو اون حمام های تنگ و تاریک خوابگاه زده بود با تیغ پاش رو زخم کرده بود .. عصری خیلی زود برگشت خوابگاه و من که تعجب کرده بودم از قیافه ش و اینکه چرا اینقدر زود برگشته پرید تو بغلم و با گریه گفت : میخواد که تمومش کنه !!
میدونستم اون لحظه اون زخم چقدر واسش عمیق بوده !!
میدونستم اون لحظه اون زخم چقدر واسش عمیق بوده !!
چهارشنبه
سهشنبه
دوشنبه
شنبه
جمعه
پنجشنبه
میدانم خسته ایی . میدانم فشار کار داغونت کرده است . زیاد حرف نمیزنم ، شاید چند دقیقه ایی فقط کوتاه . شب بخیر میگویمت و تو با اندکی اصرار فقط خوابت می برد . رب دوشامبر م که از مادر به ارث رسیده را برمیدارم و میروم در اتاق _ خالی دیگری .
پ . ن : مدتی است دراز به تنهایی فیلم دیدن ، قدم زدن ، شعر خواندن ، غذا خوردن و زمزمه کردن عادت کردم بسیار .
پ . ن : مدتی است دراز به تنهایی فیلم دیدن ، قدم زدن ، شعر خواندن ، غذا خوردن و زمزمه کردن عادت کردم بسیار .
چهارشنبه
دوشنبه
یکشنبه
انگار همین دیروز ها بود که خیلی بی قید تکیه داده بودم به دیوار کافه و داغون از شکست _ یک عشق _ چندین ساله دود سیگارم میرفت هوا که یکهو حرف های مرد جوانی من رو مدام به میز و جمعی که نشسته بودیم نزدیکتر کرد .
هوووم اگه ادیت پیاف بودم قطعا C'est L'amour رو میخوندم واسش !!
پ .ن: ولی تقویم میگه داره یک سال میشه !!
هوووم اگه ادیت پیاف بودم قطعا C'est L'amour رو میخوندم واسش !!
پ .ن: ولی تقویم میگه داره یک سال میشه !!
شنبه
جمعه
پنجشنبه
چهارشنبه
سهشنبه
دوشنبه
میان کتاب دفترام گیج _ بیخوابی و خونریزی میشم و نمیدونم چطور خواب میبردم !! زمانی می گذرد و با خلسه تمام دستم رو میبرم طرف گوشیم که شاید خدا خبرت داده باشد و مرحمی بنویسی برایم که می بینم خدا نه از تو که از بهترین _هستی برایم مرحم فرستاده !!
پ . ن : مامان مسیج داده بود که دختر گلم دوستت دارم ، خدا میدونه که چقدر احتیاج داشتم !!
یکشنبه
از اون روزای _ آفتابی که آدم دوس داره یه آستین رکابی بپوشه و پاچه های شلوارکش رو بزنه بالا و پاهاش با لاک _ قرمز شن های ساحل رو در نورده، اون وخت یه جای خوب تو ساحل واسه دراز کشیدن پیدا کنه و بشینه یه کتاب از همینگوی بخونه !! کمی بعد هم کلاه حصیریش رو بزاره رو صورتش و با صدای آروم _ دریا خوابش ببره .
شنبه
جمعه
پنجشنبه
چهارشنبه
اشتراک در:
نظرات (Atom)
