آوسنه
پنجشنبه
نشسته بروی تخت . تازه از حمام آمده ، به آرامی اما با چهره ایی در هم موهای _ بلندش را شانه میکند . برایش آوازی زمزمه میکنم . هر دو کیف میکنیم و لبخند می زنیم بعدش . دو ساعت _ دیگر امتحان داریم .
پ . ن : دوست _جون جونیم است .
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی